ای صاحب فتوا ز تو پر کارتریم با این همه مستی ز تو هُشیار تریم
تو خون کسان خوری و ما خون رزان انصاف بـده کـدام خونخوار تریم!؟
خیام

جمعه، دی ۰۲، ۱۳۸۴

پیروزی زور و زر در زرخانه همیشه بیدار

دادگاه عالی امریکا اعتصاب رانندگان وسایل نقلیه عمومی را غیر قانونی اعلام و سران اتحادیه را تهدید به زندان کرد.
اتحادیه کارگری تسلیم شد و قبول کرد مزایایی که بخاطرش خونها و عرقها ریخته شد از دست بدهد و آنهم نه فقط در دنیایی که پولدارتر و ثروتمنتر از همیشه هست و میشود بلکه در مرکز تولید ثروت مالی!!!
شهروندان نه فقط این خدمتگزاران عموم را تنها گزاشتند بلکه معترض و شاکی هم بودند. برای رسیدن به "امروز" خود داریم "فردایی" میسازیم که فرزندانمان گرفتارشان خواهند شد. دفاع از حقوق و مزایای عادل هر قشر و صنفی یکی از لازمترین اقدام برای سازندگی دنیای بهتر هست و عدم همبستگی فقط و فقط بند و جوش زنجیرهای وابستگی را تحکیم میبخشد و عاقبتش برای همه، حتی و بخصوص سودجویان امروز، وخیم خواهد بود!!!
دیروز رانندگان را تنها گذاشتند و فردا خود تنها خواهند بود!




با امضا و پخش تومار "مخالفت با کودک آزاری" حداقل قدمی را بردارید:




از فیفا:
با شکایتی که از روش فیفا برای فروش بلیط جام جهانی در المان شد (مراجعه شود به پست: بزرگترین مافیای رسمی جهانی)، قبل ازینکه مسئله به دادگاه برسد، فیفا ظاهرا کنار امد. فیفا قبول کرد که همه پول (قیمت بلیط بعلاوه دسمزد سرویس) را، البته بدون بهره، پس بدهد. و صدالبته (بخاطر همین ظاهری) اگر تا نیمه آوریل کسانی که هنوز بلیط نگرفتند خواسته خود پس بگیرند، همه پول را پس خواهند گرفت. یعنی اگر بعد از این تاریخ بلیط نگرفتید و یادتان رفت تقاضای بلیط را فسخ کنید ...

جمعه، آذر ۲۵، ۱۳۸۴

مرگ و میر انواع جانوران و گیاهان شدت می‌یابد!

پژوهشگران آمریکایی آکادمی علوم آمریکا گزارش دادند که بنا بر یک پژوهش جدید سه برار بیش از آنچه که در پانصد سال اخیر انواع جانوران و گیاهان نابود شدند، در خطر از بین رفتن هستند.
بشر نابودی انواع را صد تا هزار برابر میزان طبیعی افزایش داد.
‌البته زیست‌شناسان فقط انواعی که اطلاعات جهانی از آنان در دسترس هست کنترل کردند.
انواع جانورانی که از انان اطلاعات کامل و جهانی در دسترس هست به این ترتیب هست: پسدانداران، پرندگان، دوزیستان(مانند قورباغه) و چندی از خزندگان. تنها راستهء از گیاهان آن رسته درختانی هست که کاج جزوشان هست (متاسفانه نام فارسی این راسته را نمیدانم).
اکثر این ۷۹۴ انواع که مورد تحدید هستند، کنون فقط در یک منطقه موجود می‌باشند و در بقیه مناطقی که زندگی میکردند، از بین رفته‌اند.
از سال ۱۵۰۰ میلادی تاکنون ۲۴۵ نوع از گروهان در بالا درج شده از بین رفته‌اند.
پژوهشگران ۵۹۵ مراکزی که آخرین و تنها منطقه زندگی این انواع تحت خطر نابودی هستند، شناسایی کردند و پزارش میدهند که فقط یک سوم این مناطق تحت محافظت قرار گرفته‌اند و برای اینکه از نابودی بقیه جلوگیری شود، باید کوشش کرد تا از بقیه مناطق هم محافظت شود.

منبع فرانکفورتر روندشاؤ

--------------------------


از آلمان

احزاب دارای کرسی در مجلس آلمان امروز متحدانه و یک صدا اطلاعیه علیه دکتر احدمی‌نژاد صادر کردند.
مثل اینکه آقای دکتر برای تمام جهان مفید هست بغیر از ایران:
دیگران پول تسلیحات ارتش اسرائیل را میدهند.
آقای جرج بوش دوباره بهانه برای پز گرفتن و اغفال کردن و بدست آوردن محبوبیت میگیرد.
احزاب آلمان یک صدا میشوند!
و ...

سه‌شنبه، آذر ۲۲، ۱۳۸۴

درس عبرت!؟

اول و آخر یک مقاله!!!

انترنشال هرالدتریبون ۲۸ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی
>> سرنوشت محمدرضا پهلوی، آخرین شاه ایران یکی از عبرت‌انگیزترین درس‌های تاریخ است: او در حالیکه یکی از ثروتمندترین مردان جهان بشمار می‌آمد جز یک نقطه در جهان جائی برای زیستن نیافت و روزیکه در تبعید جان سپرد به جز میزبانش سادات هیچیک از سران کشورهایی که در دوران سلطنت از او ستایش می‌کردند زحمت حضور در مراسم خاک‌سپاری او را بخ خود ندادند.
(...)
دیکتاتوری با فسادی که در درون خود پرورش می‌دهد سرانجام از درون متلاشی می‌شود. حامیان رژیم‌های دیکتاتوری فقط کسانی هستند که از قبل آن بهره‌مند می‌شوند. دیکتاتورها در میان این حلقهء فساد از ملت خود جدا می‌شوند و از واقعیت‌ها دور می‌مانند، و روزی از این واقعیت‌ها آگاه می‌شوند که خیلی دیر شده است.<<

منبع: داستان انقلاب بقلم محمود طلوعی




لطفا از امضا و پخش تومار زیر دریغ نکنید:
سانسور وقیح است نه زن
ترجمه متن به فارسی را میتوانید اینجا بخوانید:
اعتراض گروهی از فعالان و شهروندان به سانسور اینترنتی زنان در ایران

پنجشنبه، آذر ۱۷، ۱۳۸۴

کودکی که بزرگ نمیشود! و اگر فقز نبود!

سه سال پیش عکسش را برایم فرستادند و داستان غم انگیز فقر و امید را برایم تعریف کردند. فقط فرستنده یک معروف و سرشناس دیگر بود. ایندفعه گوینده معروف اخبار رسانه وابسته فرستنده بود. شخصی که بعنوان با سواد و راستگو در جامعه شناخته شده و در اصل بغیر از پخش دروغ و نیمه حقیقت و تکرار طوطی‌وار کار دیگری بلد نیست. دوباره همان عکس با یک طناب ساخت کارخانه بعنوان دستبند دوستی. حتما برای اینکه خرج زیادی نکرده باشند تا سود فراوان بزنند، توسط زندانیان چینی ساخته شده!!!

این کودک ناز که با دیدن چهره‌اش دل انسان آب و فکر آینده‌اش وجدان را ناراحت می‌کند که در مدت چندین سال (شاید هم ده‌ها سال) هیچ تغییری نکرده، تنها کودکی نیست که بزرگ نمیشود، بلکه شمایل‌های دلچسپ و غمگین دیگری هم در اختیارشان هست، که هر چندی من اون عکس‌ها را هم گرفته‌ام.

اگر میپرسید، مگر خر هستند برای تو این عکس‌های تکراری بفرستند، خب باید بگویم من هم مثل اکثر ایرانی‌ها، چندین اسم خانوادگی طولانی دارم که هردفعه از همه استفاده نمیکنم و کامل نمینویسم و هردفعه هم که پاسپورت تغییر میکند، کارمندان بشکل دیگری این اسم را به لاتین برمیگردانند. و چونکه این انجمن‌ها هم مثل شرکت‌های دیگر لیست اسامی را از همدیگر خریداری یا با هم تبادل می‌کنند (با اینکه برخلاف قانون هست و هردفعه اسم و رسم به یکیشان می‌دهی، قول شرف می‌دهند که به کس دیگر ندهند)، اصل کارشان کم‌کاری هست و متوجه نمیشوند. گاهی برایم در آن واحد دو تا سه تا نامه تبلیغی از یک شرکت می‌آید به نام‌های آرمین فلانی، آرمین بساری، فلانی بساری.

البته قبل از این از نزدیک این انجمن‌های خیریه یا درست بگویم "کمپانی‌های خرید وجدان راحت" را از نزدیک دیده بودم و با کارشان آشنایی داشتم. چندین سال پیش چند هفته‌ای برایشان کار کردم. ده تا پانزده نفری در دفتر بودند و بغیر از من هیچکس کار نمیکرد و همه کارها بعهدهء من بود. از سفارش گرفتن تا لیست کردن و در پاکت انداختن و خریدن و پست کردن و قبص حواله نوشتن و فرستادن و... و ... . من حقوق حداقل را می‌گرفتم و بقیه داشتند مفت‌خوری می‌کردند و مدیر و فلان و بسار بودند. بعد از دو هفته اشخاصی از تلویزوین آمدند تا "سعی و کوشش" این "انسان دوستان زحمت‌کش" را نشان دهند تا مردم بیشتر پول حواله کنند، پولی که در خیال برای نیازمندان بود و در اصل خانه و ماشین و زندگی مرفع این "انسان دوستان" را بدون زحمت تامیین می‌کرد. من بهانه گرفتم باید بروم پست و در رفتم. بعد از مدتی که بخیالم عوامفریبی تمام شد، برگشتم. اما هنوز داشتند خوش بش می‌کردند و قهوه و شیرینی نوش می‌کردند. داشتم فکر می کردم چه کنم که صدایی بلند گفت بیایید، شروع می کنیم. همه ریختند توی اتاق کار. اتاقی که من در آن دو هفته تنها همهء کارها را می‌کردم و شروع بکار کردند. بعد از چند دقیقه دوربین خاموش شد و همه بغیر از خانم مدیر سریع‌تر از انی که به اتاق آمدند، رفتند. خانم مدیر گفت یک کنترل بکن مگر اشتباهی کرده باشند. که مبادا یک سنت بیشتر از آنی برای حفظ ظاهر خرج شده باشد!

وای اگر فقر و فقیر نبودند، بغیر از اینکه دیگر نمیتوانستند مردم را با ترساندن مجبور به همکاری و هرکاری بکنند، چندین هزار بشردوست وسیله معاششان از دست میدانند و بدتر از آن چندین ملیون بشر بیگناه وسیلهء خرید وجدان راحتشان از دست می‌دانند. چقدر خوشبخت هستیم که فقر و فقیر وجود دارند!!!

کودکانی که باید همیشه کودک، گرسنه و فقیر بمانند!
تا اندکی مردمان "زحمتکش و بشردوست" روزمرهء خود درآورند و اکثریت "بی‌گناهان" بتوانند تسلی وجدان خود بخرند. و خود فریب دهند!!!

البته اندکی هستند که واقعا زحمت می‌کشند و کمک می‌کنند. اما متاسفانه امروزه آنها هم ناخواسته پایه ثبات جوامع مفت‌خوران می‌شوند!

دوشنبه، آذر ۱۴، ۱۳۸۴

مافیای رسمی جهانی

بزرگترین مافیای رسمی با تشکیلات واحد و سر چندین تشکلات کوچک، فیفا نام دارد!!!
بزرگترین واحد رسمی چپاول و سرگرمی. بیشتر از سازمان ملل دارای عضو هست!
آخرین شاهکار این گروه ثروتمند: جام جهانی 2006 و فروش بلیط.
اینکه اکثر بلیطها را به مفت خوران و صاحب منصبان و دست اندرکاران میدهد، طبق معمول هست اما ایندفعه راهی بنام و به بهانه اطمینان و امنیت پیدا کردند تا پول این بلیطهای مجانی هم تماشاچی و طرفدار بدهد.
اولا وقتی بلیط میخواهی و پارتی نداری و جزو منتخبین و نخبگان نیستی باید شانس داشته باشی و در یک قرئه کشی برنده شوی.
اما قبل از اینکه درین قرئه کشی شرکت کنی، باید بلیط را بخری. اسم و رسم و آدرست را باید بدهی و آن در روی بلیط درج شود. بعد باید پول بلیط بعلاوه پنجاه یورو دستمزدی بدهی. اگر در قرئه کشی برنده شدی، باید ده یورو رویش پول پست بدهی، حتی اگر خودت بروی و بلیط را شخصا بگیری. اگر بازنده شدی باید منتظر بمانی تا وقت پیدا کنند پولت را برایت واریض کنند اما اون پنجاه یورو بعنوان دسمزد سرویس نگه داشته میشود. بازهم صد رحمت به بانکها و بیمه ها که در راهزنی و کلاه برداری و دزدی حریفی ندارند، اما وقتی به انها پول میدهی دو تا چهار درصدی بهره میگیری و هرچند چندروزی بدون بهره پیش خودشان میماند تا از یک حساب به حساب بانکی دیگر واریز شود و یا در دفترچه پسانداز وارد شود و وقتی اونها بهت پول میدهند ده تا بیست درصدی بهره میگیرند. اما فیفا ازت پول را میگیرد و معلوم نیست درین مدت چقدر از آن سو استفاده میکند (سرمایه گذاری و وام با بهره دادن و خرید و فروش و ...) و تازه پنجاه یورو هم نگه میدارد و بقیه را بدون بهره بهت پس میدهد (البته تا کنون نشنیدم کسی پولش را پس گرفته باشد). به این ترتیب و با این وام بدون بهره پول بلیط خانومها و آقایون سرمایه دار و سالار هم توسط آنانی داده میشود که برای تماشای بازیها در تلویزوین باید به چندی از همان آقایون و خانمها پول بدهند (برای مشاهده همه بازی های این جام جهانی در آلمان:
64€)
البته لطف کردند و هنوز بازی های خود آلمان و یک چهارم و نیمه نهایی و فینال در تلویزوین تقریبا مجانی نشان داده میشود. آخه دفعه پیش نزدیک بود انقلاب بشود، وقتی مردم شنیدند حق پخش توسط تلویزیون خصوصی و پولی خریده شده!!!

جمعه، آذر ۰۴، ۱۳۸۴

هشداری که قبلا داده بودند

خطابهء آقای سید حسین تقی‌زاده مشتمل بر شمه‌ای از تاریخ اوائل انقلاب مشروطیت ایران - انتشار باشگاه مهرگان. چاپ سال ۱۳۳۸:
"در اول امر نهضت مشروطیت در تبریز یکی از علماء (آقامیرزا صادق آقا مجتحد معروف) در مقابل مزدم مشروطه‌طلب که پیش او رفتنه و اصرار داشتند او هم همراهی کند. گفت این چیزی که شما می‌خواهید چیست و معنی آن کدام است؟ وقتی که بیان کردند منظور حکومت ملی است. گفت این چیز که از ممالک دیگر آمده آیا آنجاها اسمی بزبان خود آنها ندارد؟ وقتی گفتند کنسی‌توسیون (قانون اساسی) گفت خوبست همین کلمه را بگیرید که در مرکز اصلی خودش معنی و تعریف ثابت و غیرقابل تغییر دارد و نمی‌توان بعدها تحریف و تفسیر ناصحیح کرد. اما اگر کلمهء عربی مشروطه بگوئید اختیار کار و تفسیر و معنی آنرا بدست ما داده‌اید و ما خواهیم گفت شرط یشرط و هوشارط و ذاک مشروط. آنوقت روزی می‌گوئیم مشروط به نبودن آزادی یا مشزوط به حکم علماء و هکذا و هکذا..."

سه‌شنبه، آذر ۰۱، ۱۳۸۴

از اینجا و آنجا!

با سلام ...

هفته پیش قبل از اینکه بروند!

دو دولت قدیم (یکی بعد از انتخابات جدید و شکست و دیگری هنگام شکست و قبل از انتخابات جدید) دیروز قرارداد را امضا کردند. اسرائیل دو فروند زیردریایی مدل دلفین سفارش داد. دولت آلمان یک سوم مخارج یک میلیاردی ساخت این دو زیردریایی را بعهده گرفت.
منبع: مجلات اشپیگل و فوکوس (آلمان)

می‌گویند که آریل شارون یک نامه چند خطی بعنوان تشکر برای صدراعظم سابق آلمان فرستاد و یک تشکرنامه پنج صفحه‌ای برای رییس‌جمهور جدید ایران نوشت.
(منبع: محافل پشت پرده‌ای و زیر لحافی)



-----------------------------
از آلمان:
از ‌۴۴۸ نماینده دو حزب ائتلافی با ۳۹۷ رای (کل: ۶۱۴) اولین صدراعظم خانم در آلمان انتخاب شد! با اینکه در اصل خبری هست که طبق معمول می‌بایست باعث خشنودیم شود، اما خب دیگر اصلا اینطور نبود. اولا از شخصیت این خانم خوشم نمی‌اید. دوم با سیاستی که معرفی میکند مخالفم و میدانم که سیاست اصلی که دنبالش می‌کند چیز دیگری هست و بشدت باهاش مخالفم.
نکته قابل ملاحظه دیگر هم این هست که چگونه با این همه مخاف در حزب خودش کاندید شد. دقت کنیم متوجه میشوم که انها خواهان شکست ایشان هستند و بنظرم می‌آید که فقط به بهانه اینکه ما یک خانم و اهل شرق هم انتخاب می‌کنیم او را بر مسند قدرت نشاندند تا با یک تیر دو نشان بزنند: آرای شرق را بچنگ آورند و دیگر لزومیت انتخاب یک زن نباشد!!

بگذریم. بیاد دارید که از خوشبرخوردی با خارجی هنگام شلوغی فرانسه سخن بردم. چونکه دیگر تصویر و اخبار آنچنان پخش نمیشود، اینهم گذشت. برگشتیم به صحنه‌های قبلی.
مشتری آلمانی (توریست از شهر دیگر که هرگز مشتری دائمی نخواهد شد). فروشند چنان خوشبرخورد و خندان و شوخی کنان که نگو و نپرس. با اینکه قرار داشتم و دیرم شده بود اما چونکه خوش و بش بودند، من هم داشتم حال می‌کردم و بیخیال نیشم بازتر از معمول شده بود. ده دقیقه‌ای طول کشید و رفتند و نوبت من شد و تا من را دید قیافه صدوهشتاد درجه برگشت (وای نزدیک بود بترکم و سر بزنم به قهقهه، اما اغذیه فروشی بود و خطر ناک ... ) انگار دنیایش را آب برده.
لبخند زنان: گوتن آبند (عصربخیر)!
لب و لوچه فرو ریخته و زیر لبی : آبـ...! فلانچیز لطفا!
فوری یک چیزی در پاکت انداخت و تحویل داد و فلانقدر ... من هم عجله داشتم و داشتم با قیافه‌اش حال می‌کردم، دقت نکردم و پاکت را گرفتم و پول را دادم و مابقی را داد و پشت کرد
گفتم: چائو
سرپایین انداخته یک چه و چویی کرد ...
رفتم و سوار مترو شدم و وقتی خنده آرام گرفت، پاکت باز کردم تا نوشش کنم .. ساندویج مال صبح و کهنه بود ...
بگذریم.
امروز هم رفتم چیزکی پس بدهم. نزدیک فرقه فروشنده ناگهان سر را برمیگرداند و از یک مشتری در نزدیکی می‌پرسد میتواند کمک کند! عجب! میگویند داریم میگردیم و هنگام خوش و بش کردن یک خانم مو طلایی دیگر می‌آید و پشت سر من صف می‌ایستد.
فروشنده: خوب فعلا شما بگردید! بدون اینکه من را نگاه بکند سر و بدنش را خم می‌کند و به پشتسری من میگوید فعلا شما بیایید و بپردازید تا ایشان انتخاب خود بکنند. عجب! انتخاب کردند و رفتند پشت خانم مو طلایی و من اخری شدم، که یک دختر خانم امد و بکار من رسید!!!

-----------------------------

از منطق نخبگان و سران آیندهء جامعه:
صلح‌دوست: کالاهای آمریکایی و انگلیسی را بایکوت کنید، موثرتر از تظاهرات برای صلح هست!
غرب‌پرست: کالاهای اسلامی را باید بایکوت کرد!
جالب است. عجب جواب دندان‌شکنی! کشورهای اسلامی چه کالا دارند؟ نفت! اگر نفت بایکوت شود، دیگر نیازی به بایکوت کالاهای غربی نیست که همه مستقیم و غیر مستقیم، تولید و مصرفشان، وابسته و محتاج نفت هستند!!!